ضرورت آموزش مهارت های اساسی زندگی

چکیده:

 

مدیریت مهارتهای اساسی زندگی، به معنی برخورداری از توانایی های لازم در حل مشکلات و جلوگیری از تبدیل شدن آنها به بحران های فرسایشی است.مهارتهای زندگی،ازطریق آموزش وتجربه قابل استفاده است وفرایندی است که موجب ثبات درشخصیت و عمق درهویت شده،توسعۀ فرهنگ فردی را سامان می بخشدوموجب رضایت و مقبولیت و موفقیت در زندگی می شود. «ایلین مایگن» یکی از مربیان آموزش زندگی، دراین رابطه می گوید:

آموزش زندگی، نه یک شیوۀ درمانی بلکه شیوۀ عملی و مبتنی براهداف است. در این شیوه ما بجای پرداختن به ریشه های مشکلات موجود در زندگی،سعی می کنیم به راه حل های آنها بیندیشیم.درحقیقت آموزش مهارت های زندگی، با ارائه راه حل های نوین و مؤثر،فرد رابرای مقابله با مشکلات فرا می خواند و در نهایت می آموزدکه هرفرد، چگونه آموزگارِ زندگیِ خود باشد.

مهارت های زندگی شامل مجموع ای از توانایی ها هستند که قدرت سازگاری و رفتار مثبت و کارآمد را افزایش می دهند.در نتیجه شخص قادر می شود بدون اینکه به خود یا دیگران صدمه بزند، مسئولیت های مربوط به نقش اجتماعی خود را بپذیرد وبا چالش ها و مشکلات روزانۀ زندگی به شکل مؤثر روبرو شود.

محققان تأثیر مثبت مهارتهای زندگی را در کاهش سوءمصرف مواد، استفاده از ظرفیت ها و توانمندی های هوشی و شناختی،پیشگیری از رفتارهای خشونت آمیز، افزایش خوداتکایی و اعتماد به نفس و…..را مورد تائید قرار داده اند،به ویژه در کاهش سوءمصرف مواد بر نقش کلیدی مهارتهای زندگی تأکید می شود.یادگیری موفقیت آمیزمهارتهای زندگی،احساس یادگیرنده را در مورد خود ودیگران تحت تاثیر قرار میدهد و علاوه براین،کسب این مهارتها نگرش دیگران را نیز در مورد فرد تغییر می دهد.به همین خاطر کسب مهارت ها ی زندگی هم شخص را تغییر می دهد و هم محیط را، و این اصل دو سویه، ارتقای بهداشت روان را شتابی دو چندان می دهد.

مقدمه:

همۀ ماانسانها اغلب در زندگی،با مسائل و مشکلاتی مواجه هستیم،مسائلی که گاه به دلیل دامنۀ وسعت و شدّت آنها، به نظرپیچیده و غیر قابل حل هستند. باید بدانیم که همۀ مشکلات با رعایت یک اصل مهم به راحتی از بین خواهند رفت وآن اصل چیزی نیست جز تعیین « بایدها و نبایدها ».

نیازهای زندگی امروز،تغییرات سریع اجتماعی،فرهنگی،تغییر ساختار خانواده،شبکۀ گسترده وپیچیدۀ ارتباطات انسانی و متنوع،گستردگی و هجوم منابع اطلاعاتی انسانها را با چالش، استرس ها و فشارهای متعددی روبرو کرده است که مقابله مؤثربا آنها را در معرض انواع اختلالات روانی و رفتاری قرار می دهد.

در سال ۱۹۳۳ آموزش مهارتهای زندگی از سوی سازمان ملل به کشورهای عضو بطور جدی توصیه شد. این تحول،فعالیت علاقه مندان به کاربرد روانشناسی در زندگی روزمره باهدف ارتقای بهداشت روانی جامعه را در ایران وارد مرحلۀ جدیدی ساخت. مهارتهای زندگی توانایی هایی هستند که به ما کمک می کنند تا درموقعیت های مختلف،عاقلانه وصحیح رفتار کنیم، بطوری که آرامش داشته باشیم، لذت ببریم و درعین حال با دیگران ارتباط سازگارانه و مفیدی را برقرار کنیم وضمن کسب موفقیت در زندگی احساس شادمانی داشته باشیم.

اصولاً مهارت با دانایی تفاوت دارد. همانطور که فرد با خواندن کتاب شنا، فقط علم به موضوع پیدا می کند وشناکردن یاد نمی گیرد، دانستن این مهارت هم کافی نیست بلکه باتمرین مستمر و به کارگیری به مرور در زندگی روزمره،می توانیم مهارتهای اجتماعی را مدیریت کرده و درشرایط مختلف اجتماعی رفتار مناسب داشته باشیم.

مهارت های ده گانۀ زندگی و تعریف آنها:

سازمان بهداشت جهانی مهارتهای اساسی زندگی را با عناوین ده گانۀ زیر مشخص کرده است. رمز برخورداری از این مهارتها،دانستن،تمرین و به کارگیری هرچه بیشتر در زندگی روزمره است.تعریف مختصر هر یک از این مهارتهای دهگانه به شرح ذیل می باشد:

  • مهارت خود آگاهی

مهارت خودآگاهی، توانایی شناخت از نقاط ضعف و قوت خواسته ها،نیازها،رغبت ها و تصویر واقع بینانه از خود است تا حقوق فردی، اجتماعی و مسئولیت های خود را بهتر بشناسیم. با کسب این مهارت به این سوال که « من کیستم؟» پاسخ می گوییم.

  • مهارت همدلی

همـدلی یعنی اینکه فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد درک کند. همدلی به فرد کمک می کند تا بتواند انسان های دیگر را حتی وقتی با آنها متفاوت است بپذیرد و به آنها احترام بگذارد.

همدلی روابط اجتماعی رابهبود می بخشد و به ایجاد رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده، نسبت به انسان های دیگر منجر می شود. این مهارت موجب می شود تا به دیگران توجه کرده و آنها را دوست داشته باشیم و خود نیز مورد توجه و دوست داشتن دیگران قرار بگیریم و با ایجاد روابط اجتماعی بهتر به هم نزدیکتر شویم.

  • مهارت ارتباط مؤثر

کسب این مهارت به ما می آموزد برای درک موقعیت دیگران چگونه به سخنان آنان فعالانه گوش دهیم و چگونه دیگران را از احساس و نیازهای خود آگاه کنیم تا ضمن به دست اوردن خواسته های خود طرف مقابل نیز احساس رضایت کند.

  • مهارت روابط بین فردی

مهارتی است که موجب می شود ضمن تقویت روحیۀ مشارکت، روابط بین فردی مثبت و مؤثر فرد با انسان های دیگر ایجاد شود. یکی از این موارد، توانایی ایجاد روابط دوستانه است که در سلامت روانی و اجتماعی، روابط گرم خانوادگی، به عنوان یک منبع مهم روابط اجتماعی سالم نقش بسیار مهمی دارد.

  • مهارت تصمیم گیری

این مهارت به ما کمک می کند تا با اطلاعات و آگاهی کافی با توجه به اهداف واقع بینانۀ خود ،از بین راه حل های مختلف بهترین راه حل را انتخاب کرده و به کار بگیریم و پذیرای پیامدهای آن نیز باشیم. این توانایی به فرد کمک می کند تا به نحو مؤثرتری در مورد مسائل تصمیم گیری کند. اگر کودکان و نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد اعمالشان تصمیم گیری کنند، جوانب مختلف انتخاب را بررسی کرده و پیامد هر انتخاب را ارزیابی کنند، جوانب مختلف انتخاب را ارزیابی کنند، مسلماً در سطوح بالاتر بهداشت روانی قرار خواهند گرفت.

  • مهارت توانایی حل مسئله

مهارت حل مسئله این توانایی را به ما می دهد که با توجه به تجارب عملی و توانمندی های ذهنی خود بتوانیم در جهت حل مسئله یا مشکل قدم برداشته و به نتیجۀ مطلوب دست یابیم. این توانایی همچنین فرد را قادر می سازد تا به طور مؤثرتری مسائل زندگی را حل کند. مسائل مهم زندگی چنانچه حل نشده باقی بمانند، استرس روانی ایجاد می کنند که به فشار جسمی منجر می شود.

  • مهارت تفکر خلاق

فکر کردن مهارتی است که از کودکی می آموزیم. مهارت تفکر خلاق، قدرت کشف و تولید اندیشۀ جدید را برای ما فراهم می آورد. مهارت تفکر خلاق به ما کمک می کند در مواجهه با حوادث ناگوار چگونه احساسات منفی خود را به احساسات مثبت تبدیل کنیم. تفکر خلاق نوع دیگر دیدن است. در این تفکر هیچگاه مشکل یک عامل مزاحم به حساب نمی آید بلکه یک فرصت برای کشف راه حل های نو و بدیع تلقی می شود که تاکنون کسی به آن توجه نکرده است.

  • مهارت تفکر انتقادی

تفکر نقادانه نوعی دیگر از تفکر است. کسب این مهارت به ما می آموزد تا هرچیزی را به سادگی قبول یا رد کنیم، ابتدا در مورد آن موضوع سؤال و استدلال کنیم، سپس بپذیریم یا رد کنیم.

  • مهارت مقابله با هیجان های ناخوشایند

این توانایی فرد را قادر می سازد تا هیجانها را در خود و دیگران تشخیص دهد،نحوۀ تاثیر هیجانها بر رفتار را بداند و بتواند واکنش مناسبی به هیجانهای مختلف نشان دهد. اگر با حالات هیجانی، مثل غم و خشم یا اضطراب درست برخورد نشو این هیجان تاثیر منفی ای بر سلامت جسمی و روانی خواهد گذاشت و برای سلامت، پیامدهای منفی به دنبال خواهد داشت.

  • مهارت توانایی مقابله با استرس

این توانایی شامل شناخت استرس های مختلف زندگی و تاثیر آنها برفرد است. شناسایی منابع استرس و نحوۀ تاثیر آن بر انسان، فرد را قادر می سازد تا با اعمال و موضع گیری های خود فشار و استرس را کاهش دهد.

نتیجه گیری:

موارد کاربرد مهارتهای اساسی زندگی:

  • تقویت اعتماد به نفس.
  • کمک به تقویت و توسعۀ ارتباطات دوستان،مفید وسالم.
  • ارتقای سطح رفتارهای سالم و مفید اجتماعی.
  • ابزار و روشهای مقابله با فشارهای محیطی و روانی.

فواید و کاربردهای مهارت زندگی برای ما

۱) نحوه کنار آمدن با انتظارات متفاوت خود،خانواده، همسر،فرزندان، دوستان،همکاران، فامیل و جامعه.

۲) روابط لذت بخش و رشد دهنده با امکانات، تکنولوژی و محیط زندگی.

۳) دفع فشارهای روانی از طرف محیط های متفاوت.

۴) سازگاری با مسائل اقتصادی و نیازهای معیشتی.

۵) مدیریت خانواده و تربیت فرزندان.

۶) تقویت اعتماد به نفس.

۷) رشد و تقویت عواطف و احساسات انسانی.

۸) شناخت و کنترل هیجانات و احساسات خود و دیگران.

۹) تقویت مهارت های ارتباطی.

۱۰) تأمین سلامت جسمی و بهداشت روانی.

۱۱) رفع درگیری ها و تنش های درونی.

۱۲) تأمین آرامش و لذت زندگی.

۱۳) رشد شخصی، خودشکوفایی، بالندگی، خوشبختی و شادابی.

 

تهیه کنندگان : دکتر نصیر طالبی و محسن پهلوان

 

منابع :

۱) نسرین امامی نائینی . آموزش مهارتهای زندگی ویژۀ بزرگسالان – ۱۳۸۹

۲)عاطفه غیاث فخری باهمکاری دکتر بینازاده. مهارتهای زندگی ویژۀ کودکان– ۱۳۸۹

۳)حمید صرامی . سبکهای فرزندپروری- آموزش مهارتهای زندگی –پیشگیری اولیه از اعتیاد- ۱۳۹۰

۴)حسین ناصری . آموزش مهارتهای اساسی زندگی ویژۀ دانشجویان- ۱۳۸۸

۵)خسرو امیر حسینی و محمد مخاطب . مهارت یادگیری نیاز اساسی زندگی – ۱۳۸۴

 

Print Friendly, PDF & Email

نوشتن دیدگاه

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.لطفا فیلد های که دارای ستاره هستند را پر کنید *

*