طراحی الگوی مفهومی “مدیریت جهادی” در نظام اداری جمهوری اسلامی ایران

مؤلفین: علی اکبر غفاریان مسلمی، صدرالدین کاظمی، موسی کجوری، سیف الله یزدی

 

      هدف اصلی از ارائه تحقیق حاضر بررسی ابعاد و مولفه های کلیدی مفهوم “مدیریت جهادی “و طراحی الگوی مفهومی توسعه آن در سازمانهای ایرانی با روش سیستم های نرم می باشد. مدیریت جهادی به عنوان مدلی مبتنی بر ارزشهای ایرانی- اسلامی، با وجود فصل مشترک با سایر الگوهای مدیریتی، به دلیل دارا بودن برخی ابعاد و مولفه های خاص، از دیگر الگوهای مرسوم و متداول دانش مدیریت متمایز می گردد. الگوی مدیریت جهادی در واقع یک سبک مدیریت عملیاتی جهت رسیدن از وضع موجود به وضع مطلوب با تأثیرپذیری از آموزه های دینی و اخلاقی ( اسلامی ) است. چنانچه دستیابی به الگوی توسعه مدیریت جهادی را یک دغدغه یا به بیان بهتر یک مسئله بدانیم، تحقیقاً این الگو نیز ای الگو نیز همانند تمامی الگو ها دارای فرآیند و اجزاء خاص خود است .

-مقدمه:
بخشی از مدیریت ( به ویژه در حوزه اجرا) با توجه به ارزش های حاکم بر جوامع و زیر بنای اعتقادی و فلسفه اجتماعی هر جامعه تعریف می شود. صاحب نظران این حوزه معتقدند دانش مدیریت دارای مفاهیم متعددی است و هر سبک از مدیریت بر حسب احتیاجات و مقاصد خود برای آن مفهومی در نظر می گیرد. جمهوری اسلامی ایران با طراحی و ارائه افق اجرایی (توسعه محور) ۱۴۰۴، و با داعیه دستیابی به استقلال بنیادی در تمامی حوزه ها ]بویژه خود کفایی اقتصادی و تولید فناوریهای زیر بنایی و توسعه ای[، نیازمند سبک خاصی از مدیریت برای تحقق آن است که از آن تعبیر به « مدیریت جهادی » نموده است .

مدیریت جهادی را می توان یکی از مفاهیم جدید در دانش مدیریت دانست که متناسب با شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی کشور ایران تعریف و طراحی شده است. مفهوم مدیریت جهادی، در حالیکه سابقه دیرینه ای در منابع دین مبین اسلام و فرهنگ اسلامی – ایرانی دارد و مبانی فلسفی و الگوی علمی خود را از این منابع میگیرد، یک مفهوم جدید نیز به شمار می آید.

مدیریت جهادی در واقع سبکی برخاسته از تفکر بومی و متناسب با مقتضیات فرهنگی و اجتماعی ایران اسلامی است. از ویژگی های این مدیریت، ارائه خدمت با نیت الهی، خستگی ناپذیری، استقامت در کار، انعطاف پذیری، سرعت عمل، ابتکار و خلاقیت، مدیرپروری، شجاعت، مسئولیت پذیری همراه با ایمان، اخلاص و فروتنی است.
مدیریت جهادی واجد خصوصیات و پارامترهایی است که می تواند در موفقیت سازمان ها نقش اساسی ایفا نماید، این ویژگی ها در بطن دستورات،توصیه ها، دیدگاهها و شیوه های بکار گرفته شده توسط پیشوایان دین حضور و وجود عینی دارد، ولی برای استفاده از آن در سطوح سازمانی و کاربردی کردن آنها در سازمانها، نیاز به کار پیشگامانه و دور از هراس و خود کم انگاری دست اندرکاران دارد.

نظام ارزشی اسلام نقش مهمی در شکل گیری نظریه های جدید دانش مدیریت داشته و به  شیوه های عملی مدیران مسلمان و حرکت آنها به سمت ارائه خدمات مطلوب، جهتی ارزشی می بخشد. در مدیریت اسلامی و جهادی، شاخص ها و مؤلفه های نظام ارزشی اسلام، مبنای قوانین علمی مدیریت قرار می گیرد؛ از این رو مدیریت جهادی و اسلامی بر دو پایه استوار است: الف) دانش مدیریت؛  ب) نظام ارزشی که مبنای قوانین مدیریت و اساس شیوه های عملی مدیریت مدیران قرار می گیرد. رسالت مدیریت جهادی تغییر مبانی مدیریت غربی و جایگزینی مؤلفه های ارزشی ارائه خدمت به متقاضیان آن است . بنابراین مدیریت جهادی، به نوعی بازخوانی نوین مدیریت اسلامی و در حقیقت مدل تکامل یافته آن است.

از طرف دیگر نباید از نظر دور داشت که مدیریت جهادی غیر از مدیریت علمی نیز نیست که بر اساس فرمول ها و قوانین مطرح در دانش مدیریت پایه ریزی شده است. البته فرق این نوع مدیریت که از ترکیب اضافی «جهادی یا اسلامی » برخوردار است با مدیریت مطلق، در این است که مبنای آن را نظام ارزشی اسلام و مؤلفه های حاصل از آن می سازد. در واقع تفاوت اصلی مدیریت جهادی با سایر سبک های مدیریت، در پیش فرض ها و مبانی فکری آن که مقتبس از مدیریت اسلامی است، می باشد. لذا تردیدی وجود ندارد که مدیریت جهادی، از دستاوردهای دانش مدیریت نیز برای ساختارمند کردن محتوای خود استفاده می کند.

-شرایط محیطی و ضرورت های مدیریت جهادی:

الگوها و سبک های مدیریت در کشورهای مختلف متناسب با مختصات بومی ، ملی ( فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و منابع انسانی) آنها طراحی و تدوین می شود و اساساً امکان پذیر نیست که یک الگوی مدیریتی را به صورت کامل از یک فرهنگ و کشوری خاص ( به صورت تقلیدی) در یک فرهنگ و کشور دیگر استفاده نمود.
باید توجه داشت دانش و فن آوری که در چهارچوب اجتماعی و فرهنگی یک کشور با موفقیت همراه بوده است لزوماٌ در چهارچوب کشورهای دیگر به طور موثر عمل نمی کند، اساساٌ به این دلیل که نقش متغیرهای محیطی در تعیین عملکرد و اثربخشی سازمانی بسیار موثر است.

پیروی بی چون و چرای روش ها، نظریه ها و راهبردهای مدیریت غرب که بر پایه ی فرهنگ و نظام های ارزشی غرب بنا شده است، به طرق متعدد در ناکارآیی و عدم اثربخشی سازمانی کشورهای در حال توسعه نقش دارد. آنچه مورد نیاز است، توسعه نظریه ها و عملکردهای مدیریت براساس شرایط و موقعیت های بومی و ملی هر کشور و براساس مولفه های تأثیرگذار اجتماعی و فرهنگی آن کشور است . چالش هایی که مدیران در کشورهای در حال توسعه با آنها روبرو هستند، ماهیتاٌ با آنچه مدیران همتای آنها در دنیای توسعه یافته با آنها مواجهند، بسیار متفاوت است. از این رو مدیریت سازمان ها در کشورهای در حال توسعه نیازمند رویکرد و توانایی های متفاوتی در دستیابی به موفقیت هستند.

نظریه ها و اقداماتی که به عنوان الگوها و متدهای مدیریتی در جهان صنعتی غرب ترویج می شوند، وقتی در موقعیت سازمان های کشورهای در حال توسعه به کار گرفته می شوند، با محدودیت های جدی روبرو می گردند و بر همین اساس اغلب نظریه های مدیریت که در جهان پیشرفته شکل گرفته است، بر فرضیاتی استوار است که تنها در مورد مردم این کشورها و تشکیلات اجتماعی مربوط به آنها صادق است.  با توجه به ویژگی های محیطی و فرهنگی که بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه فرق گذاشته می شود، ضرورت تدوین نظریه ها و روش های بومی مدیریت در کشورهای در حال توسعه که متضمن اثربخشی سازمان ها در این کشورها باشد، بیش از پیش چالشی را برای صاحبنظران بومی مدیریت ایجاد میکند.

بسیاری از کشورهای در حال توسعه به ویژه کشورهای مسلمان مانند جمهوری اسلامی ایران به دنبال مدلی خاص و مناسب برای مدیریت سازمان های خود هستند لذا وجود مدل مدیریتی جامعی که در آن پیش زمینه های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، جغرافیایی، مذهبی و ملیتی کشورها در نظر گرفته شده باشد، جنبه های علمی را در بر بگیرد و از جهت بومی و دینی نیز با فرهنگ ملی و اسلامی هم خوانی داشته باشد برای نیل به اهداف والا و اساسی انقلاب اسلامی ایران بویژه در حوزه اجرایی سازمانها ضرورت دارد./

Print Friendly

نوشتن دیدگاه

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.لطفا فیلد های که دارای ستاره هستند را پر کنید *

*


*