مدیریت استرس کارکنان

مدیریت استرس کارکنان

چکیده

استرس از مسائل بسیار حاد در سازمان های امروزی می باشد. زماني كه از استرس صحبت مي شود بيشتر به عوارض و جنبه هاي منفي آن توجه مي‌شود. مهم است بدانیم استرس به دو گونه است، استرس خوب و استرس بد. استرس خوب، استرسی است که می تواند موجب تحرک و تلاش بیشتر و همچنین عملکرد بهتر شده و به زندگیمان هیجان دهد. استرس بد یا مضر، استرسی است که به شدت آسیب رسان است و در کار تاثیر منفی می گذارد. برخی از کارکنان استرس را بهانه ای برای انجام ندادن درست وظایف محوله قرار می دهند. بسیاری دیگر استرس زیادی را متحمل می شوند و کارکنانی نیز هستند که برای انجام صحیح کار می بایست فشار مناسبی برای آنان ایجاد نمود. مدیریت استرس عبارت است از کنترل استرس به منظور فراهم ساختن محیط آرام برای کارکنان جهت انجام وظایف سازمانی. هدف مدیریت استرس این است که به کارکنان کمک شود سطح استرس متناسب با توانائی خود را برای انجام صحیح کار دریابند و تا مرحله تغییر آن را حفظ نمایند. در اين مقاله قصد داريم استرس شغلي را تعريف و ضمن شناسایی علائم استرس و عوامل ايجاد كننده آن، راه‌هاي مديريت آن را بيان كنيم.

 

مقدمه

كار جنبه اي از زندگي است كه صرف نظر از منابع مالي، برخي از نياز هاي اساسي آدمي نظير تحرك رواني و بدني، نياز هاي اجتماعي و احساسات خود ارزشمندي را ارضاء مي كند. با وجود اين، كار مي‌تواند منبع فشار رواني نيز باشد. مديران، كاركنان و ارباب رجوع سازمان تحت تاثير فشارهاي عصبي دچار حالات رواني خاصي مي‌شوند و دست به اعمالي مي زنند كه مستقيما در فعاليت ها و بازدهي سازمان منعكس مي‌گردد. فشارهاي عصبي علاوه بر تاثيرات رواني تاثيرات جسماني نيز دارند. استرس هاي شديد باعث تزلزل در اهداف و راه هاي نيل به آن مي‌شوند. استرس محیط کار موجب می شودکه بازدهی سازمان ها تا حد زیادی کاهش یابد و به تبع این موضوع معضلات رفتاری و تعارض در روند انجام امور سازمان ها ایجاد کرده و هزینه های سنگین را به سازمان ها وارد ساخته است. استرس معمولاً وقتی ایجاد می گردد که فرد با چالش، تهدید و یا تحولی مواجه گردد، به عبارت دیگر بین توان فرد برای انجام کار و کار خواسته شده از وی توازن وجود نداشته باشد. افراد معمولاً در پذیرش مقدار، نوع و دوره یا مدت استرس و راههای مقابله با آن متفاوت می باشند. به هر حال افراد در اکثر موارد ایجاد تغییر و استرس را در می یابند ولی مشکل این جاست که هیچ کاری برای مقابله با آن نمی توانند انجام دهند. نقش مدیران سازمان در مدیریت بر فشار های روحی و روانی کارکنان و به کنترل درآوردن این پدیده سهم اساسی در روند موفقیت سازمان دارد.

 

استرس شغلی

استرس شغلی را می‌توان کنش متقابل بین شرایط کار و ویژگیهای فردی شاغل به گونه‌ای که خواسته های محیط کار بیش از آن است که فرد بتواند از عهده آنها برآید تعریف کرد.

برخی استرس شغلی را شرایطی می دانند که از تعامل بین اشخاص و شغل بر می خیزد و همراه با تغییراتی در درون شخص آنها را وادار به دور شدن ازعملکرد عادی شان می کند. می توان گفت که استرس شغلی نوعی استرس است که با محیط کاری یا عوامل مرتبط با محیط کاری فرد در ارتباط است. تغییر در فعالیت های کاری همچون فن آوری جدید یا تغییر اهداف، ممکن است باعث ایجاد استرس شود.

شواهد نشان می دهد که نوع مشاغل کارکنان در میزان فشار عصبی آنان نقشی مهم ایفا می کند. مشاغلی که تحت فشارهای زمانی هستند و زمان برای آنها اهمیت بسیار دارد، کسانی که در شغل خود با خطرات و آسیب های فیزیکی مواجه اند، مشاغل پر مسئولیت و پاسخگو نسبت به مسائل انسانی یا مالی و امثـال آنهـا فشارعصبی بیشتری را به کارمند وارد می کنند.

 

 

علائم استرس

برخی از علائم استرس به شرح ذیل می باشد:

۱- زودرنجی یا پر خاشگری در برخورد با همکاران و مراجعین

۲- بی تفاوتی و بی علاقگی به آراستگی ظاهر خود و دیگران

۳- کاهش خلاقیت و فقدان اعتماد به نفس

۴- بی تفاوتی نسبت به کار و افزایش اشتباهات

۵- عدم توانایی تمرکز بر روی کار و ناتوانی در تصمیم گیری

۶- ناتوانی در تحمل اطرافیان و تمایل به انزوا

 

عکس العمل کارکنان در برابر استرس شغلی

اغلب کارکنان و افراد با استرس روبه رو می شوند، سه راه حل یا گزینه را در پیش می گیرند:

۱- راهبرد حل کننده/بازنگرانه : شامل حرکت به سمت مشکل و بازنگری شرایط موجود است.

۲- راهبرد لاک پشتی : شامل گوشه نشینی، عقب نشینی، انزوا و تحمل شرایط موجود است. آثار روانی این استراتژی انزوا، ملالت و افسردگی است.

۳- راهبرد راسویی (جنگ و گریز) : شامل ایستادگی، مقاومت و جنگ و گریز است. آثار این راهبرد فحاشی، خشم و سایر بیماری های جسمی و روانی است.

 

عوامل ایجاد کننده استرس درون سازمانی

۱- خط مشی های سازمانی شامل: سیاست های ناعادلانه و عدم وجود عدالت شغلی، قوانین خشک و غیر قابل انعطاف، جابجایی های مکرر و انتظارات نابجا، شرح شغل های غیر واقعی

۲- ساختار سازمانی شامل: تمرکز بیش از حد و عدم وجود اختیار کافی برای تصمیم گیری، عدم امکان ارتقاء و پیشرفت، تخصص گرایی افراطی و جزئی شدن وظایف شغلی، تضادهای صف و ستاد

۳- شرایط فیزیکی سازمان شامل: سر و صدای زیاد در محیط کار و ازدحام بیش از حد، گرما یا سرمای بیش از حد در محیط کار، وجود گازهای سمی در محیط کار، خطرات شغلی و امکان آسیب دیدگی از کار، نور کم و ناکافی برای کار

۴- فرایندهای سازمانی شامل: ارتباطات ناقص و عدم انتقال مؤثر اطلاعات، عدم وجود بازخورد، کنترل های بی مورد و آزار دهنده، ارزیابی های ناعادلانه، ارائه اطلاعات نادرست

اقدامات درمانی :

برخی از وظایف مدیران برای درمان و کنترل فردی که دچار استرش شده به شرح ذیل می باشد.

  • اگر مشکلی پیش آید باید سریعاً با آن مقابله شود.
  • مشکلی پیش آمده است را بپذیرید، آن را نادیده نگرفته و به امید اینکه خودش برطرف می گردد نباشید.
  • آیا فرد مجبور است در موقعیت پیش آمده باقی بماند؟ اگر چنین نیست رهایش دهید و برای مقابله با آن کمکش کنید.
  • اگر فرد دچارمشکل جدی است و علیرغم اینکه مشکل ظاهراً از بین رفته گرفتاری همچنان باقی است از متخصص ذیربط کمک گرفته شود و سعی نشود این کار راساً توسط مدیر انجام شود، زیرا توجه وحساسیت زیاد به مسئله، خود استرس زا است.
  • بازخورد مکرر کارآیی فرد باعث بازگشت اعتماد به نفس و توان او می گردد. وظایف کوتاه مدتی که در حد توانائی فرد می باشد به او محول نمائید و به او اطمینان دهید که می دانید خودش کار را انجام داده است. به تدریج وظایف مشکل تر و طولانی تر را محول نمائید و در هر حال از بازخوردهای مثبت استفاده نمائید، تا زمانی که فرد به قدرت واقعی خود دست یابد.
  • اگر فرد درانجام پاره ای از وظایف محوله شکست خورد، آن را بزرگ نکنید وقدمی عقب
    گذارده و دوباره شروع کنید. انتظار تشکر وقدردانی نداشته باشید. آنان نیازمند احساس اعتماد به
    نفس اند، پس اجازه دهید روی پای خود بایستند.

 

 

 

اقدامات پیشگیرانه :

  • سعی شود کارمندان باتوجه به علاقه و لیاقت و تخصص درجایی که باید باشند قرارگیرند.
  • سعی کنید افراد کاردان و باتجربه را در سمت های کلیدی و مدیریتی قرار دهید و با دراختیار قراردادن امکانات و اطلاعات مورد نیاز زمینه موفقیت وی و در نهایت سازمان را فراهم نمائید.
  • آموزش کارکنان می تواند درایجاد محیطی آرام با افزایش بنیه علمی ودانش کارکنان موثر باشد.
  • از طرز انجام کار کارمند به طور مکرر بازخورد داشته باشید.
  • طراحی شغلی درست انجام گیرد. عوامل شغلی طوری تعریف گردند که استاندارد و با توانائی های افراد سازگاری و مطابقت داشته باشند.

در پایان ضرورت دارد این نکته یادآوری گردد که در سازمان باید قسمتی برای مشاوره و بهداشت روانی پرسنل وجود داشته باشد تا کارمند بتواند مشکلات خود را مطرح و در واقع مشاوره بگیرد و شادابی روحی خود را حفظ نماید.

 

نتیجه‌گیری

شغل یکی از مهم ترین، اساسی ترین و بنیادی ترین عوامل زندگی انسان است که امنیت و سلامت روانی جامعه را به دنبال دارد. بنابراین اگر فردی در زمینه شغل خود با استرس روبه رو شود، روند زندگی اش مختل شده و از سلامت روان فاصله می گیرد. نداشتن همکار خوب، نداشتن تخصص، حقوق کمتر از هزینه های زندگی، بی عدالتی و تبعیض در محیط کار، عدم احساس امنیت شغلی، قوانین خشک و یکطرفه سازمانی، ویژگی های شخصیتی فرد و … از جمله عوامل ایجاد کننده استرس به شمار می آیند. از علائم استرس می توان به بی قراری، بی خوابی، حواس پرتی، کاهش تمرکز، اختلال در تصمیم گیری، خستگی، بالارفتن ضربان قلب، تعرق و تهوع، بی حوصلگی و کاهش آستانه تحمل فرد نام برد. مدیریت کردن استرس و استفاده از آن در جهت خلاقیت و حرکت سریع تر به سمت اهداف سازمانی دارای اهمیت زیادی است. هر سازمان با آموزش موثر کارکنان و مدیران خود می‌توانند از استرس های منفی و عواقب آن پیشگیری نمایند. به یقین اگر انگیزش و فشار به درستی  به کار گرفته شود و متعادل باشند، سازنده خواهد بود. از طرفی همواره پیشگیری از استرس شغلی بهتر از درمان آن است. دنیای امروز، دنیای علت و معلولی است، باید اول علت ها شناخته شود و بعد به پیشگیری و درمان اقدام کنیم. برای شناسایی عوامل استرس، بررسی مشکلات فردی به تنهایی موثر نیست و باید به صورت سیستمی بررسی شده و شرایط شغل نیز مورد بررسی قرار گیرد. غیر از دعوت مشاوران و کارشناسان، یادگیری مهارت های حل مسأله، افزایش سطح پذیرش و ایجاد سازگاری در محیط کار از جمله اقدامات پیشگیرانه محسوب می شود.

 

 

 

سعید قلی پور – شریف شریف تبار

Print Friendly, PDF & Email

نوشتن دیدگاه

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.لطفا فیلد های که دارای ستاره هستند را پر کنید *

*